با هم نوشتیم!

این داستانی هست که توسط چند تا از نویسنده های بلاگستان بیان نوشته شده.هدف از انجام این کار تمرین نوشتن هست و پیدا کردن ایده هایی برای شروع نوشتن یک داستان کوتاه.در پشت های بعدی راجع به این روش نوشتن بیشتر مینویسم.

مشاهده مطلب

خاکستری.یک

با شنیدن صدای وحشتناک بسته شدن در، سرم را به سرعت از روی میز بلند کردم و با دیدن سهیل که پشت سرم در استانه در با لبخندی گشاد ایستاده بود به شدت عصبانی شدم.در حالی که گردنم را ماساژ میدادم داد زدم:خفه نشی تو سهیل!کله صبحی باز عینهو کلاغ قارقارتو شروع کردی؟ سهیل از ان خنده های سرخوشانه اش تحویلم داد و گفت:ساعت ۹صبحه کلاغا یکم زودتر از اینا بیدار میشن. درد گردنم بهتر نشد اما از آن ذق

مشاهده مطلب

معرفی کتاب:دختر پرتقالی

دختر پرتقالی اثر:Jostein Gaarder پسری ۱۵ساله به اسم جورج به صورت اتفاقی نامه‌ای از پدرش دریافت میکنه.پدر جورج «یان اولاف» به خاطر یک بیماری لاعلاج وقتی پسرش چهارساله بود،از دنیا میره.اما روزهای آخر زندگیش،تصمیم میگیره نامه‌ای به پسرش بنویسه و تجربیاتش از زندگی رو در اختیارش قرار بده.در واقع داستان با خاطرات یان اولاف از جست‌و‌جوی دختری که با یک کیسه پرتقال در اتوبوس ملاقات کرده شروع میشه.دختری که پرتقال هایش رو روی زمین ریخت و اون رو بابانوئل خطاب

مشاهده مطلب

ایده هایی برای نوشتن

برای کسانی که کم و بیش به نوشتن علاقه دارند،نوشتن داستان های کوتاه زنگ انشا تو مدرسه از اولین تجربیات نویسندگی به حساب میاد.به ما موضوعی داده میشد.دبیر از ما میخواست دو الی سه صفحه درباره اش بنویسیم.موضوعات ساده و روزمره ای که اتفاقات یک دوران خاص رو هم اغلب شامل میشدند.مثل:خاطره ای از تابستون،توصیف یک روز بارونی/آفتابی/برفی،لحظه سال تحویل،خاطره ای از سفر عید،اولین روز مدرسه و همچین موضوعاتی.تا جایی که من یادم میاد موضوعات چالش برانگیزی که برای نوشتن

مشاهده مطلب

معرفی کتاب:دو اثر از جوجو مویز

من پیش از تو+پس از تو داستان از گذشته یه مرد جوون و بسیار پولدار شروع میشه که مثل همیشه یک صبح خیلی معمولی رو در شهر لندن شروع میکنه و با یه تصادف وحشتناک که منجر به آسیب به مهره های کمرش میشه ادامه میده.داستان از زبان شخصیت‌های مختلف داستان ادامه پیدا میکنه و تلاش‌های یک دختر رو نشون میده که بعد از دست دادن شغلش در یک کافه پرستار مردی میشه که فلج شده.لوییزا کلارک بعد از فهمیدن

مشاهده مطلب

معرفی کتاب:مغازه خودکشی

کتاب «مغازه خودکشی»  نویسنده: ژان تولی اگه بهت بگن یه مغازه ای هست که میتونی واسه کشتن خودت بری تجهیزات بخری چی میگی؟اولین چیزی که توی ذهن آدم میاد با دیدن اسم کتاب،یه داستان جناییه.در صورتی که این داستان به گفته خود مترجم یک کمدی سیاهه.همونطور که از اسمش پبداست،اون جنبه تاریک زندگی که <<مرگ>> هست،به یه بیان طنز و شوخی توصیف شده.داستان در یک برهه زمانی نامعلوم اتفاق میفته سالیان سال بعد از قرن بیست و یکم.زمانی که همه از

مشاهده مطلب

حرکت صد داستان

اول با یک حرف حساب از مادر گرامی شروع میکنم: اگر میخواهی چیپس سیب‌زمینی خوشمزه‌ای درست کنی،باید صبر داشته باشی! از کارهایی که «مجبور» به انجامشان باشم بیزارم.فرقی ندارد،آشپزی باشد،درس خواندن،نوشتن یا هر کار تفریحی دیگر.وقتی یک دستوری بالای یک کار چسبانده شود،تمام تلاشم را میکنم تا از زیرش در بروم،یا اینکه به بدترین نحو ممکن انجامش میدهم.بچگانه است مگرنه؟حالا که دوره تمام شده،بهتر میفهمم.گاهی باید خودت را مجبور کنی به منظم بودن،انجام کارهایی که دوست نداری،ندیدن پایان‌کار و سردرنیاوردن

مشاهده مطلب

معرفی کتاب:جنگل نروژی

نویسنده:هاروکی موراکامی سال انتشار:۱۹۸۷(در ژاپن)_چاپ اول ایران ۱۳۹۶ تعداد صفحات:۴۵۲ مترجم:فرشته افسری با خوندن کتابهای هاروکی موراکامی نویسنده ژاپنی،خودم رو در دنیای انیمه ای اون داستان میبینم.بعضیها رنگی و پر از موسیقی های آرامبخش و بعضی هم بدون رنگ و موسیقی زیبا.کتاب جنگل نروژی از اون دست کتابهایی بود که توش هیچ رنگ و موسیقی خاصی دیده و شنیده نمیشد.جنگل نروژی که اسم یک آهنگ معروف هم هست داستان زندگی آدم هایی رو بیان میکنه که زندگیشون رو به فروپاشیه.از

مشاهده مطلب

فوتر سایت