شیدایم کرد (قسمت اول)

اگر شما هم از آن هایی هستید که فکر میکنید همه عشق ها با دعوا و جر و بحث شروع میشود، اینجا دنبال آن عشق ها نباشید. عشق ما آرام آرام شروع شد. بدون دعوا بدون لج و لجبازی. اما من دیر دیدمش. دیر فهمیدم که دوستش دارم… و تا به خودم آمدم… دیدم که از دستش داده ام … حالا آرزو میکنم ای کاش با همان نگاه اول عاشقش میشدم و بیشتر کنارش بودم. شاید وقتی که رفت، انقدر

مشاهده مطلب

زخم‌های آدمی…

و مولانا، شمس را گفت: پس زخم‌هامان چه؟ و او پاسخ داد که: نور از محلِ آنها وارد می‌شود. و آن‌که رفته چه می‌داند از خیلی چیزها که بر او نگذشته است شبِ هجران و روزِ تنهایی. و بیچاره دل که غارت عشقش به باد داد؛ اما «امید» هنوز مانده بر دلِ آن‌که مانده و با درد نجوا می‌کند که: «بازآی دلبرا که دلم بی‌قرار توست/ این جان بر لب آمده در انتظار توست» کتاب ملت عشق/ الیف شافاک

مشاهده مطلب

جنگل نروژی؛ شاهکار یا مزخرف؟!

با خواندن کتابهای هاروکی موراکامی نویسنده ژاپنی، خودم را در دنیای انیمه ای آن داستان میبینم. بعضیها رنگی و پر از موسیقی های آرامبخش و بعضی هم بدون رنگ و موسیقی زیبا.کتاب جنگل نروژی از آن دست کتابهایی بود که هیچ رنگ و موسیقی خاصی دیده و شنیده نمیشد. مثل بقیه ی کتاب های موراکامی. جنگل نروژی که اسم یک آهنگ معروف هم هست، داستان زندگی آدم هایی را بیان میکند که زندگیشان رو به فروپاشی است. از اول تا

مشاهده مطلب

نامه ای از آینده!

پسری ۱۵ساله به اسم جورج به صورت اتفاقی نامه‌ای از پدرش دریافت میکند. پدری که به خاطر بیماری لاعلاجش جورج را در چهارسالگی ترک کرد. پدر جورج روزهای آخر زندگیش،تصمیم میگیرد نامه‌ای به پسرش بنویسد و تجربیاتش از زندگی را در اختیارش قرار بدهد. داستان با خاطرات پدر جورج از جست‌و‌جوی دختری که با یک کیسه پرتقال در اتوبوس ملاقات کرده شروع میشود. دختری که پرتقال هایش رو روی زمین ریخت و او را بابانوئل خطاب قرار داد. جورج برای

مشاهده مطلب

فوتر سایت

سایدبار کشویی

تر و تازه!

ماهنامه