“story conflict” یا کشمکش در داستان

 کشمکش بین عناصر داستانی، از پایه های اصلی یک داستان است. این مبارزه میتواند محور اصلی داستان باشد که تمام اتفاقات و شخصیت ها حول آن محور شکل میگیرند. یا یکی از چند حادثه ای باشد که برای شخصیت ها رخ میدهد. چرا مشخص کردن کشمکش داستانی برایمان مهم است؟ شما به عنوان نویسنده سه عامل اصلی برای شروع داستان را نیاز دارید: قصه، کاراکترها و خط داستانی. خط داستانی، ژانر داستان و مسیری که قرار است کاراکترها در آن

مشاهده مطلب

من نویسنده ام اما…

من نویسنده ام اما… من نویسنده ام اما عادت ندارم از غصه هایم قصه بسازم و با چاشنی اضافی برای این و آن تعریفش بکنم. من نویسنده ام اما نمیتوانم از زخم های آدم های دیگر قصه بنویسم و تعریف کنم. من نویسنده ام اما ضعف های دیگران را قصه نمیکنم. من نویسنده ام اما درباره ی چیزی که عمیقا باورش ندارم نمینویسم. من نویسنده ام اما هنرم را سفارشی نمیکنم. من نویسنده ام اما فکرم را در بازار نان

مشاهده مطلب

بازگشت به مسیر نویسندگی

بعد از مدتی طولانی دور بودن از نوشتن، گرفتار شدن در فضای کاری پر از استرس و دغدغه های فکری، با خودم گفتم جایی که در آن ایستاده ام اول راه است و مقصد نیست. تازه اصلا هدف این نبود که اینجا بایستم. حالا که چند کار مختلف برای خودم تراشیده ام میتوانم با یک دست این هندوانه ها را بردارم؟ یا مثل کارهای قبلی وسط راه می اندازمشان زمین؟ اصلا تلاش کردن برای این آرزوهای بلندپروازانه خودخواهی و آب

مشاهده مطلب

شیدایم کرد (قسمت چهارم)

آنچه خواندید: 1، 2، 3 خاندان زند از خانواده های سرشناس شیراز بود. یکی از بزرگ ترین تولیدکننده و صادرکننده فرش دستبافت اصیل ایرانی. این شغل خانوادگی از پنج نسل قبل درست شده و دست به دست گشته بزرگتر شد، و تحت نظارت پسرهای خانواده و شوهر دخترهای محمد خان بود. البته همین اول بگویم که عمه ی بزرگ، شهناز بانو به کل از همه ی بچه های محمدخان جدا بود. خانواده عمه شهناز سالها پیش، کمی بعد ازینکه خانوم

مشاهده مطلب

فوتر سایت

سایدبار کشویی